خانه
ثبت نام / ورود
ماینر ها
ژنراتور
سبد خرید

چرا بازار سرمایه می‌ریزد؟


چرا بازار سرمایه می‌ریزد؟ | ایران ماین

به گزارش ایران ماین روزنامه اعتماد نوشت:  بازار سرمایه، همانند هر سازوکار اقتصادی دیگر، نیازمند دوره‌های استراحت و بازتنظیم است. هنگامی که این فرآیند طبیعی به تعویق می‌افتد یا به ‌صورت مصنوعی سرکوب می‌شود، واکنش بعدی بازار نه آرام و کنترل‌پذیر، بلکه شدید و پرهزینه  خواهد بود.

مطابق نمودار شاخص کل، بازار طی یک بازه زمانی نسبتا کوتاه، رشدی سریع و تقریبا بدون وقفه را تجربه کرده است. شیب این توسعه به‌نوعی است که نشانه‌ای از توقف، تعادل یا بازنگری در نرخ‌ها در آن دیده نمی‌شود.

چنین رفتاری در هیچ بازاری، حتی در شرایط خوش‌بینانه، نمی‌تواند پایدار تلقی شود. واقعیت این است که بازار در این نقطه به اصلاح نیاز داشت و اگر این اصلاح زودتر و در سطوح پایین‌تر اتفاق می‌افتاد، امروز دلواپسی جدی راجع به تبدیل آن به یک ریزش عمیق وجود نداشت.

یکی از ویژگی‌های مهم روند اخیر بازار، توسعه پیوسته و تند آن بدون ایجاد فرصت برای بازبینی و تثبیت نرخ‌هاست. این نوع حرکت، بیش از آنکه حاصل بهبود بنیادهای اقتصادی یا بالا رفتن بهره‌وری کمپانی‌ها باشد، ناشی از انتظارات تورمی، نزول اعتماد به پول ملی و نبود گزینه‌های جذاب برای حفظ نرخ دارایی‌ها بوده است.

به بیان ساده‌تر، بخش قابل توجهی از پول وارد شده به بازار سهام، نه با نگاه سرمایه‌گذاری بلندمدت، بلکه با انگیزه فرار از نزول نرخ پول وارد شده است. چنین پولی ذاتا ناپایدار است.

این منابع در شرایط صعودی می‌توانند بازار را به سرعت بالا ببرند، ولی در زمان بروز اولین نشانه‌های ضعف، همانقدر سریع از بازار خارج می‌شوند. نتیجه این رفتار، شکل‌گیری رشدهای تند و سپس افت‌های شدید است.

در این میان، نمی‌توان از نقش تصمیمات سیاستگذارانه چشم‌پوشی کرد. یکی از مهم‌ترین این تصمیمات، تغییر سازوکاری بود که به‌طور سنتی مانع نوسان‌های غیرواقعی نرخ‌ها می‌شد. این سازوکار، به‌طور خلاصه، اجازه نمی‌داد نرخ یک سهم یا شاخص، بدون پشتوانه کافی از خرید و فروش واقعی، به سرعت تغییر کند. حذف یا تضعیف این محدودیت، عملا باعث شد که نرخ‌ها با حجم اندکی از خرید و فروش، جهش‌های بزرگ را تجربه کنند.

نتیجه این تصمیم، توسعه سریع‌تر شاخص بود؛ ولی این توسعه، بر پایه‌ای سست بنا شد. وقتی بازار به چنین شکلی بالا می‌رود، در واقع فرصت «تنفس» از آن گرفته می‌شود. نرخ‌ها بدون مکث بالا می‌روند و هیچگاه مشخص نمی‌شود که در سطوح جدید، آیا واقعا خریدار جدی وجود دارد یا خیر.

همین فقدان تنفس است که امروز خود را به‌صورت افت‌های ناگهانی و پی‌درپی نشان می‌دهد. بدون شک، فضای سیاسی منطقه و تغییرات فرامنطقه‌ای، همواره یکی از عوامل اثرگذار بر بازار سرمایه ایران بوده است.

احتمال بازگشت یا تشدید ریسک‌های سیاسی، موضوعی است که هیچ تحلیلگری نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. طبیعی است که در چنین فضایی، بازار واکنش منفی نشان دهد و سرمایه‌گذاران محتاط‌تر شوند. ولی اشتباه بزرگ در تحلیل وضعیت فعلی، نسبت دادن تمام مشکلات بازار به ریسک‌های سیاسی فرامنطقه‌ای است. این خطرات امکان دارد جرقه شروع افت را زده باشند، ولی زمینه این افت از قبل و در درون بازار شکل گرفته بود.

اگر بازار در ماه‌های قبل اجازه می‌یافت که اصلاح تدریجی و کنترل ‌شده‌ای را تجربه کند، شوک‌های بیرونی نمی‌توانستند چنین اثر عمیق و سریعی بر آن بگذارند. به بیان دیگر، ریسک سیاسی می‌توانست بازار را منفی کند، ولی این تصمیمات نادرست داخلی بود که باعث شد منفی شدن بازار به سرعت به یک روند پرهزینه تبدیل شود. انداختن تمام تقصیرها بر گردن عوامل بیرونی، نادیده گرفتن مسوولیت سیاستگذاری داخلی است.

نمودار شاخص کل نشان می‌دهد که پس از رسیدن بازار به اوج، افت نرخ‌ها با سرعت بالایی آغاز شده است. این رفتار، نشانه‌ از بین رفتن اعتماد کوتاه‌مدت و تلاش سرمایه‌گذاران برای خروج سریع از بازار است. تجربه نشان داده است که در چنین شرایطی، هیچ دستور، توصیه یا اقدام مقطعی نمی‌تواند جلوی افت را بگیرد. بازار زمانی آرام می‌شود که احساس کند نرخ‌ها به سطحی منطقی و قابل دفاع رسیده‌اند.

ولی نکته کلیدی اینجاست که اگر بازار زودتر اصلاح می‌کرد، امروز با چنین رفتار هیجانی مواجه نبودیم. اصلاح زودهنگام، به بازار اجازه می‌دهد که نرخ‌ها را بازتنظیم کند، انتظارات را تعدیل نماید و سرمایه‌گذاران را برای ادامه مسیر آماده سازد. ولی اصلاح دیرهنگام، معمولا با فشار روانی، شتاب در فروش و تشدید بی‌اعتمادی همراه است.

در نهایت ریزش‌های دوره‌ای در بازار سهام در شرایط کنونی، نتیجه همزمان سه عامل است؛ نخست، توسعه سریع و بدون وقفه‌ای که فرصت تعادل را از بازار گرفت. دوم، تصمیمات نادرست سیاستی که سازوکارهای طبیعی کنترل نوسان را تضعیف کرد و سوم، ریسک‌های سیاسی فرامنطقه‌ای که به عنوان عامل تشدیدکننده وارد عمل شدند.

نادیده گرفتن نقش دو عامل اول و تمرکز صرف بر عامل سوم، تحلیلی ناقص و حتی گمراه‌کننده است. بازار سرمایه، بیش از هر چیز، به سیاستگذاری سنجیده و پذیرش واقعیت‌های رفتاری خود نیاز دارد. اصلاح، بخشی اجتناب‌ناپذیر از حیات بازار است. هرچه این اصلاح زودتر، شفاف‌تر و بدون مداخله‌های نادرست انجام شود، هزینه آن برای اقتصاد و جامعه کمتر خواهد بود